تاریخ انتشار:۰۱ فروردین ۱۳۹۵در ۶:۱۲ ق.ظ کد خبر:920 تعداد بازديد: 106112 بازدید

به زبان ساده

شکست چیست

image_pdfimage_print

شکست” نقطه ی مقابل “موفقیت” نیست. ترجیحا باید اظھار داشت که بھتر است نقطه ی
متضاد موفقیت را عواملی نظیر بی تفاوتی و سھل انگاری در نظر بگیریم چراکه بی تفاوتی و
بی مسئولیتی می تواند ما را در جاده توھم و بی میلی قرار دھد. در این شرایط بیھوده
تلاش می کنیم و اھداف غیر واقعی برای خود قائل می شویم و متاسفانه نمی توانیم به
خواست ھای خود جامه ی عمل بپوشانیم.
از سوی دیگر اگر بخواھیم موفقیت را بررسی کنیم باید اذعان داریم که مقوله مذکور صرفا در
“رسیدن” و “ثمر یافتن” است که می تواند معنا پیدا کند اصلًا مھم نیست که با چه نوع
محدودیت ھایی روبرو ھستیم و یا چه حدودی در پیش رویمان وجود دارد؛ اگر بخواھیم بر روی
محدودیت ھا و موانع برچسب شکست بزنیم، با این کار خود ارزش ذاتی و وجودیمان را از بین
می بریم و توانایی تغییر شرایط را از دست خواھیم داد. باید توجه داشت که ھنر فائق آمدن
بر محدودیت ھا را بیشتر میتوان به عنوان یک تمرین معنوی و روحانی در نظر گرفت. این امر
به شما ارزش، احترام، و شان خاصی عطا می کند، و سبب می شود که خودتان را به
عنوان یک پیشرو در مسیر سفر به سوی کسب موفقیت ھای بیشتر ببینید..
بسیاری از افراد قضاوت ھای نا آگاھانه و نسنجیده ای از خود و توانایی ھایشان دارند و قادر
نیستند که تصویر مناسبی از شخصیت فردیشان در ذھن بسازند. این قبیل افراد مسیر
صحیح معنوی زندگی خود را پیدا نکرده اند و در برخی موارد شاھد آن ھستیم که پس مانده
ھای عاطفی مسموم گذشته را به دوش میکشند و به ھیچ وجه قادر به زمین گذاشتن آنھا
نیستند. عموما ماھیت وجودی افراد از دو جزء تشکیل می شود. از یک طرف قسمتی از
وجودتان ھست که به شما اجازه پیش روی نمی دھد و از سوی دیگر قسمت دیگری از
وجودتان ھم ھست که شما را تشویق می کند تا موقعیت ھای جدید را در آغوش بگیرید.
نیکوست تنشی که میان این دو جزء ایجاد می شود را نه تنھا به منزله ی یک امتیاز ویژه
محسوب کنید، بلکه باید آنرا به عنوان نوعی عرصه ی مولد که حاوی گونه ای تعادل و آرامش
است نیز در نظر بگیرید.
این قابلیت به شما کمک میکند تا بتوایند ارزیابی دقیقی از خواست ھا و نیازھای خود داشته
باشید البته رسیدن به تعادل و آرامش مبحثی نیست که بتوان به راحتی و با سرعت زیاد به
آن دست پیدا کرد. برای رسیدن به مطلوب خود باید یک روند معقول آن ھم در یک بازه ی
زمانی معین را طی کنید. اصولًا طبیعت پالایش و پاکسازی روح بدین شرح است: تبدیل کردن
ھمه ی محدودیت ھا و تاریکی ھا به روشنایی. ھمچنین طبیعت شفا و بھبودی نیز این چنین
است: ریشه کن کردن علائم و الگوھای اخلاقی و رفتاری دست و پا گیر و روشن کردن این
مطلب که چه کسی ھستیم و چه کسی می خواھیم باشیم اما مسئله ای که باید بیش از
پیش به آن توجه داشت این است که “شکست” متضاد “موفقیت” نیست. ترجیحا می توان
اظھار داشت که نقطه ی مقابل موفقیت، چیزی نیست جز بی تفاوتی و سھل انگاری.
به این خاطر که بی تفاوتی ما را در جاده ی سھل انگاری و بی مسئولیتی قرار می دھد،
سبب می شود تلاش بیھوده به خرج دھیم و اھداف غیر واقعی برای خود در نظر بگیریم.
موفقیت سراسر رسیدن و ثمر گرفتن است. گاھی اوقات شاید برای رسیدن به موفقیت لازم
باشد عقب نشینی کنیم تا بتوانیم به آرامش و سکون بیشتری دست پیدا کنیم، و شاید
گاھی اوقات لازم باشد از پیشروی ھای یک سویه به سمت ناشناخته ھا دست بکشیم.
اگر ھدف مورد نظر خیلی فراتر از دست یابی باشد و ما با تمام قدرتمان تلاش کنیم تا بتوانیم
به آن دست بیابیم، می توانیم نتیجه بگیریم که موفقیت در ھمان تلاشی که می کنیم نھفته
است، در ھمان طی کردن مسیر، در توانایی تلاش کردن، در استطاعت رسیدن به مطلوب،

در کمالی که تمامیت جسم، ذھن، و قلبمان را محصور کرده و آنھا را با ھم ھمسو میکند تا
ھدفی را که می خواھیم دنبال کنیم..
در راه رسیدن به رشد معنوی، ما نمی توانیم روند پیشرفت خود را از روی میزان کارھایی که
برای انجام دادن باقی مانده است، ارزیابی کنیم. چرا که ما ھیچ وقت نمی توانیم بفھمیم چه
مدتی طول کشیده تا ما برای چالشی که در حال حاضر با آن روبرو ھستیم، آماده شویم.
چالشی که حتی اگر ساده ھم به نظر برسد، باز ھم کاملًا سخت است و بیانگر گامی مھم
در بالغ سازی روح بشریت به شمار می رود. نمیتوان گفت که ما در حال حاضر در کجای این
مسیر رشد واقع شده ایم. ما نمی توانیم جایگاه فعلی خود را در مقام مقایسه با جایگاه
دیگران مشخص کنیم. دلیلش کاملًا واضح است: شاید فردی را که ما می بینیم توانسته
کارھایی را انجام دھد که ما نمی توانیم با موفقیت به پایان برسانیم ولی شاید در حوزه ھای
دیگری دچار مشکل باشد که ما از آن بی اطلاع ھستیم. چون نقاط ضعف آنھا را به عینه
نمی بینم، احساس می کنیم که اصلًا وجود ندارندھر کسی در مرحله ی رشد، بر چیزی
غلبه می کند و از یک سطح به سوی سطوح دیگر گام بر می دارد تا در مسیر خود، رشد و
تعالی عرفانی پیدا کرده و به نور و حقیقت دست پیدا کند. ھیچ راه کمالی به غیر از این
وجود ندارد. و این مسئله چیزی نیست که به شما بدھند یا اعطا کنند. باید آن را بدست
آورید و این امر تنھا با یک تصمیم ذھنی که با خود بگویید: “من باید آن را بدست آورم” میسر
نخواھد شد. روح شما باید تمام مراحل تزکیه را تجربه کند..
انتقال از شکست به موفقیت شامل چه مراحلی است؟ ●
سطوح گذر از شکست و رسیدن به موفقیت شامل چه مواردی می شود؟ ابتدا باید به
خودتان آزادی بدھید؛ افزایش موفقیت شما به شدت و کثرت میزان آزادی ھایی که برای خود
قائل می شوید بستگی دارد.
باید ببینید که تا چه اندازه می توانید خودتان را از قید و بندھا و محدودیت ھا نجات دھید.
موفقیت فردی، مسئله ای نیست که تعریف خاصی داشته باشد، و یا بتوان برای آن
استاندارھای جھانی قائل شد و سپس برای رسیدن به آن استاندارھا تلاش نمود. زمانی به
موفقیت دست پیدا خوھید کرد که با خودتان صادق باشید. باید این جرات را پیدا کنید که
خودتان باشید و با تمام وجود درک کنید که در اعماق وجودتان چه چیزی نھفته است. باید
ببیند که چشم ھای جھان به مقبولیت عام بیش از صداقت اھمیت می دھد. شاید تصور
کنید که فرھنگ یا رسوم حاکم بر جامعه حیطه ای از موفقیت را نمایان می سازد، ولی
ھمین استانداردھای مرسوم، برای سال بعد، نسل بعد، و دوره بعد تغییر پیدا می کنند و
دیگر به عنوان موفقیت محسوب نمی شوند؛ اما استنباط ما از حقیقت و اینکه چه کسی
ھستیم ھمیشه می تواند مبین موفقیت باشد، چرا که با این دید کاری نکرده ایم جز اندازه
گیری حقیقت و این حقیقت جویی و حقیقت شناسی تنھا آزادی ھای بیشتری را برای ما به
ارمغان می آورد، و ما را از روشنایی به سوی نورھای تابنده تر ھدایت می نماید.
اگر با یکی دوبار غواصی کردن مروارید صید نکردی از اقیانوس ایراد نگیر، بگرد نقاط ضعف
غواصی خود را پیدا کن شاید ھنوز به عمق کافی نرسیده ای.
شکستی نیست مگر دست کشیدن از تلاش ●
حال که با مفاھیم شکست وموفقیت بیشتر آشنا شدید با ھم عواملی را که باعث میشود
ما در کارمان نتوانیم نتایج دلخواه را بگیریم ،بررسی میکنیم
١) ننوشتن اھداف ،نمی دانند از زندگی چه میخواھند ، ھیچ ھدف یا آرزویی ندارند یا
اھدافشان مبھم است.
٢) میخواھند بھترین ھا را به خدمت بگیرند بجای این که خود بھترین باشند .
٣) نداشتن تعھد، در نتیجه ھیچ عملی انجام نمی دھند .
۴) بی نظم اند،( یک میز بھم ریخته) .
۵) دفتر ثبت ندارند ، معاملات وردوبدل ھا را نمی نویسند .
۶) فقط به فکر خودش است واھمیت نمی دھد زیرمجموعه ھایش چه می کنند .
٧) پیغام گیر تلفنی ندارد ( قابل دسترسی نیست ).
٨) تلفنھا را سریع پاسخ نمی دھد ( بلافاصله ) .
٩) نداشتن اطلاعات کافی در زمینه بازاریابی در نتیجه بی علاقه وکسل می شود .
١٠ ) بد قول است و سر قرار دیر می آید و توضیحی ھم نمی دھد .
١١ ) افرادی را که دعوت می کند پی گیری نمی کند انگار اھمیتی ندارد.
١٢ ) خیلی زود دست می کشد وتسلیم می شود ،( معمولا در ٩٠ روز اول) .
١٣ ) با بروز مشکلات و مسائل بی انگیزه می شود ودچار تردید، لذا سرعتش کم می شود .

١۴) درمورد سایر سیستم ھا ( شرکتھای دیگر ) بد دھنی می کند ولذا اعتبار خود را به
عنوان یک انسان مثبت از دست می دھد .
١۵ ) واقعا در مورد کار جدی نیست .
١۶ ) حرمت نفس پایینی دارد و با ماشین ولباس کثیف این طرف وآن طرف می رود (نمی داند
که ھمکارانش او را به عنوان مدیر می شناسند) .
١٧ ) تنبل است، می خواھد بدون کار کردن دستمزد ھای خود را ازطریق کار کردن
ھمکارانش بگیرد.
١٨ ) سند ھایی که به دیگران می دھد کثیف ،بد خط و ناخوانا است .
١٩ ) شرکت خود را نمی شناسد .
٢٠ ) نشناختن کالایی که تبلیغ می کند .
٢١ ) به شکایت وگله گذاری ھای ھمکارانش توجه نمی کند .
٢٢ ) موفقیت ھای ھمکارانش را بیان نمی کند ( تشویق ؟؟؟؟؟؟) .
٢٣ ) کارھایش را روزانه انجام نمی دھد ( بجای روزی ١ ساعت ھفته ای ٧ ساعت کار می
کند ).
٢۴ ) از دستمزد گرفتن مدیران خود ناراحت است .
٢۵ ) مدام شرکت ،مدیران ، محصول ونحوه ذستمزد دھی را سرزنش می کند ، قر می
زند(نمی خواھد مسولیت قبول کند) .
٢۶ ) توقعات غیر منطقی وغیر واقعی در برابر تلاش کم خود دارد .
٢٧ ) بجای ھمنشینی با افراد موفق ومدیران ارشد با افراد منفی باف می گردد(کبوتر با کبوتر
باز با باز ……) .
٢٨ ) اصلا صبور نیست ، می خواھد بدون این که زیر سازی کند شرایط را فراھم آورد و زود به
درآمد بالا برسد .
٢٩ ) اطلاعات جدید را به ھمکاران ویامدیران خود سریع انتقال نمی دھد.
٣٠ ) مدام شکایت می کند ،زود افسرده شده و بسیار ضعیف ظاھر می شود .
٣١ ) مدام از این شاخه به آن شاخه می پرد ( از این کار به آن کار ) .
٣٢ ) در گیر نامه ھای زنجیره ای ، وسیستم ھای سرمایه گذاری و …… می شود.
٣٣ ) بجای تلاش فردی می خواھد با زیرکی، دیگران کار اورا انجام بدھند .
٣۴ ) از پرداخت ھزینه ھای اضافی خوداری می کند ( ھزینه کاتالوگ ، جلسات آموزشی و
.(.……
٣۵ ) انتفاد ھا را شخصی تلقی می کند ، نه به معنی نه حالا است (دلیلی به من بده تا بله
بگویم) ، ولی او به آنھا زنگ نمی زند .
٣۶ ) نمی تواند خود را با تغییرات شرکت وفق دھد .
٣٧ ) اصلا کالای خود را نمی شناسد ، فقط پول برایش مھم است .
٣٨ ) به راحتی تحت تا ثیر اخبار و امواج منفی از طرف دوستان و افراد فامیل قرار می گیرد و
به اخبار مثبت ھیچ توجھی نمی کند ( از خود نظری ندارد) .
٣٩ ) بجای این که اکثر وقت خود را باھمکارانش باشد تنھاست .
۴٠ ) به مسئله مطلق گرایی زیاد وابسته است و تحمل ھیچ کم وکاستی را ندارد .
۴١ ) اصلا برنامه ای برای موفقیت ندارد بلکه برنامه ھایش برای شکست آماده شده است .
۴٢ ) ظاھری غیر حرفه ای و غیر شیک دارد .
۴٣ ) ھمیشه به دنبال بھانه تراشی است .
۴۴ ) فکر میکند ھمه چیز را بلد است .
۴۵ ) مطالعه ندارد و اطلاعات خود را به روز نمی کند .
۴۶ ) از نظر ظاھری در وضع مزاجی خوبی نیست و انرزی کافی ندارد .
۴٧ ) در کار کم فروشی می کند
۴٨ ) به شایعات گوش می دھد و ساده لوحانه با ھر حرفی کار را متوقف می کند .
۴٩ ) برای این که جالب به نظر برسد دروغ می گوید .
۵٠ ) از ھمه مھمتر واقعا باور ندارد اگر قرار است باشد بر عھده من است.

 

 

كلمات كليدي: ,

مطالب مرتبط


ارسال نظر

Go to TOP