تاریخ انتشار:۰۱ فروردین ۱۳۹۵در ۶:۱۲ ق.ظ کد خبر:920 تعداد بازديد: 106128 بازدید

مرور ادبیات

توانمندی فناورانه

image_pdfimage_print

نویسنده: دکتر شهاب اشراقی

توانمندی فناورانه به عنوان دانش و مهارت­های مورد نیاز برای تشخیص، ارزیابی، به­کارگیری و ساخت تکنیک­ها و فناوری­های مناسب تعریف می­شود (Acha, 2000; Iammarino, Piva, Vivarelli, & Von Tunzelmann, 2009; Lall, 1992). همچنین وانگ[۱] و همکاران (Wang, Lo, Zhang, & Xue, 2006) توانمندی فناورانه را مجموعه­ای از دانش­های نظری و عملی شامل فوت و فن[۲]، روش­ها[۳]، تجربیات[۴] و ابزار و تجهیزات فیزیکی[۵] می­داند.

بسیاری این توانمندی را نیازمند یک فهم عمیق از اصول علمی تا اندازه­ای که بتوان دانش جدید ایجاد کرد، دانسته­اند. هرچند تأکید می­شود در اختلاف با علم، بر تجربه و مهارت بنا می­شود و معمولا به صورت ضمنی به دست می­آید (Afuah, 2002; Fowler, King, Marsh, & Victor, 2000; Miyazaki, 1994; Torkkeli & Tuominen, 2002; S. Wheelwright & Clark, 1992; S. C. Wheelwright & Clark, 1988). توانمندی فناورانه حاصل منابع بالقوه مهم مزیت رقابتی است و عملکرد بهتری در بازارهای فناوری محور را پیامد دارد (Tyler, 2001; Winter & Nelson, 1982). به علاوه توانمندی فناورانه به افزایش توانایی بنگاه در تشخیص و به کار بردن دانش خارجی جدید جهت توسعه شایستگی کمک می­کند کهک خود باعث بهبود عملکرد می­گردد (Wang et al., 2006). توانمندی فناورانه معمولا بنگاه را قادر می­سازد که بتواند محصولات و خدمات نوآورانه جدیدی را تولید و در مسیرهای نوآورانه به مشتری عرضه نماید که برای مشتری و بنگاه ارزش آفرین می­باشد و عملکرد بنگاه را بهبود می­بخشد (Wang et al., 2006).

نقش توانمندی در ساخت مزیت رقابتی در ادبیات بینش مبتنی بر منابع[۶] به روشنی بیان شده است (Amit & Schoemaker, 1993; Barney, 1991; Collis, 1991; Dierickx & Cool, 1989; Wernerfelt, 1984) و بیان شده است که منابع و توانمندی­های بهتر به عملکرد بهتر منجر می­شود (Barney, 1991). اما توانمندی فناورانه را می­توان توانمندی هسته­ای[۷] برای بنگاه جهت توسعه و فروش محصولات و خدماتی دانست که برای مشتری و بنگاه ارزش آفرین باشد (Levy, Bessant, Sang, & Lamming, 1995).

راه­های دستیابی به توانمندی فناورانه به شیوه­های مختلف و متعددی تعریف شده است (Gammeltoft, 2004). اما در یک تعریف قابل قبول، لل[۸] توانمندی فناورانه را اطلاعات و مهارت­های فنی[۹]، سازمانی و نهادی[۱۰] معرفی می­کند که به یک بنگاه امکان بهره­گیری از تجهیزات و اطلاعات را به صورت اثربخش ارائه می­کند. لل این توانمندی­ها را ویژه هر بنگاه[۱۱] و شکلی از دانش نهادی دانسته که از تجربیات و مهارتهای اعضای آن تشکیل می­شود. بر این اساس لل توانمندی فناورانه را در بر دارنده سه توانمندی می­داند: یکم سرمایه­گذاری (پیش­سرمایه­گذاری[۱۲] و سرمایه­گذاری در انجام پروژه[۱۳]) که تحقیق و توسعه و طراحی را شامل می­شود، دوم تولید که به فرآیند، محصول و مهندسی صنایع را شامل مربوط می­باشد. و سرانجام ارتباطات درون محیط اقتصادی که توانایی دریافت اطلاعات، مهارت و فناوری را فراهم می­آورد (Lall, 1995).

وی[۱۴] و همکاران  پارامترهای توانمندی فناورانه را سرمایه، فناوری و نیروی کار بیان می­کنند که نزدیک به دسته­بندی لل می­باشد (Wei et al., 2008).

پاندا و راماناتان[۱۵] (Panda & Ramanathan, 1996) عناصر توانمندی فناورانه را به صورت ذیل بیان می­نمایند:

  1. توانمندی خلق[۱۶] شامل توانمندی توسعه محصول جدید و بهبود محصول موجود، توانمندی ساخت ساختار سازمانی، و توانمندی برنامه­ریزی، مانیتور و کنترل پروژه­های تحقیق و توسعه
  2. توانمندی طراحی و مهندسی شامل توانمندی ارزیابی پروژه­ها از نظر فنی، اقتصادی، مالی، محیط زیستی و اجتماعی، توانمندی انجام روتین طراحی و مهندسی جزییات، توانمندی جذب و پذیرش فناوری جدید خریداری یا تولید شده، توانمندی کپی­برداری فناوری خریداری شده، و توانمندی برنامه­ریزی، مانیتور و کنترل فعالیت­های طراحی و مهندسی قراردادی
  3. توانمندی ساخت[۱۷] شامل توانمندی پشتیبانی از پروژه­های متعهد شده، توانمندی ساخت سازه­های شهری[۱۸]، توانمندی تجهیز و نگهداری تأسیسات مورد نیاز، و توانمندی برنامه­ریزی، مانیتور و کنترل فعالیت­های پشتیبانی قراردادی
  4. توانمندی تولید شامل توانمندی به­کارگیری و کنترل فناوری­های همگرا در فرآیندهای تولید، توانمندی اجرای تضمین و بازرسی کیفیت و کنترل موجودی، توانمندی عیب­یابی تولید و پیش­بینی خرابی و نگهداری خط تولید، و توانمندی برنامه­ریزی تولید.
  5. توانمندی بازاریابی و فروش شامل توانمندی شناسایی مشتریان و مذاکره با ایشان جهت فروش، توانمندی تهیه اقلام سفارش مشتریان در یک قرارداد به صورت تکی یا در قالب یک کنسرسیوم، و توانمندی برنامه­ریزی، مانیتور و هماهنگ­کردن فعالیت­های بازاریابی و فروش
  6. توانمندی سرویس­دهی شامل توانمندی عیب­یابی مشکلات و انجام کار درست، توانمندی ارائه پیشنهاد فنی به مشتری، توانمندی هدایت بخش تحقیق و توسعه در شناسایی نیازها و سطح توقعات مشتریان، و توانمندی برنامه­ریزی، مانیتور و هماهنگ­کردن ظرفیت سرویس­دهی.
  7. توانمندی اکتشاف شامل توانمندی تشخیص، ارزیابی، مذاکره و نهایی کردن فناوری­هایی که باید کسب شود، توانمندی تشخیص، ارزیابی، مذاکره و نهایی کردن مواد اولیه و مصرفی که باید کسب شود، و توانمندی برنامه­ریزی، مانیتور و هماهنگ­کردن فرآیندهای اکتساب منابع
  8. توانمندی پشتیبانی شامل توانمندی تدارک آموزش، توانمندی متعهد شدن به برنامه استراتژیک، توانمندی تدارک پشتیبان و شبکه اطلاعاتی، توانمندی فروش فناوری، و توانمندی نگهداری سطح بالای امنیت و ایمنی
  9. توانمندی رهبری شامل توانمندی یافتن راه[۱۹]، توانمندی اتخاذ و اجرای تصمیمات، و توانمندی یکپارچه­سازی فعالیت­های سازمانی

ایشان سه توانمندی اول را به عنوان توانمندی­های فناورانه راهبردی[۲۰] ، سه توانمندی دوم را به عنوان توانمندی­های فناورانه تاکتیکی[۲۱] و سه توانمندی انتهایی را به عنوان توانمندی­های فناورانه مکمل[۲۲] دسته­بندی می­نمایند.

همچنین پاندا و رماناتان  (Panda & Ramanathan, 1996)بیان می­دارند در سنجش توانمندی فناورانه منافعی وجود دارد. از جمله این منافع می­توان به موارد ذیل اشاره داشت: یکم توانایی محک­زنى خود و شناسایی نقاط ضعف و قوت توانمندی فناورانه، دوم سنجش توانمندی فناورانه به عنوان ابزاری برای برنامه­ریزی تنوع­بخشی[۲۳]، بی­بهره­سازی[۲۴]، ادغام و اکتساب یا انتقال فناوری کمک می­کند. به عنوان مثال نقاط قوت امکان تنوع­بخشی را افزایش می­دهد و ضعف زیاد در توانمندی فناورانه باعث تصمیم بی­بهره­سازی می­گردد، چرا که فرصت­ها و منابع شرکت را برای ارزش افزوده کمتر هدر می­دهد. البته پاندا و رماناتان معتقدند سنجش توانمندی فناورانه نقاط منفی نیز در پی دارد که از جمله این موارد آگاه شدن سهامداران و حتی در صورت نشت اطلاعات رقبا از نقاط ضعف شرکت می­باشد؛ اما ایشان سنجش توانمندی فناورانه را سیستم هشدار زود هنگام[۲۵] می­دانند و بیان می­دارند که این سنجش از بروز شکست­های آتی جلوگیری می­نماید.

کومبز و بیرلی[۲۶] در پژوهش خود معیارهای اندازه­گیری توانمندی فناورانه را به صورت ذیل بیان می­کنند (Coombs & Bierly, 2006):

  1. قوت فناوری[۲۷]
  2. ارتباطات علمی
  3. قوت علمی
  4. زمان چرخه فناوری[۲۸]
  5. شاخص تأثیر جاری
  6. شدت تحقیق و توسعه
  7. پتنت

 

[۱] Wang

[۲] know‐how

[۳] method

[۴] experience

[۵] physical devices and equipment

[۶] RBV: resource based view

[۷] core capability

[۸] Lall

[۹] technical

[۱۰] institutional

[۱۱] firm-specific

[۱۲] pre‐investment

[۱۳] project execution

[۱۴] Wei

[۱۵] Panda and Ramanathan

[۱۶] creation

[۱۷] construction

[۱۸] civil construction

[۱۹] path finding

[۲۰] Strategic technological capabilities

[۲۱] Tactical technological capabilities

[۲۲] Supplementary technological capabilities

[۲۳] diversification

[۲۴] divestment

[۲۵] ‘early warning system

[۲۶] Coombs and Bierly

[۲۷] technology strength

[۲۸] Technology cycle time


ارسال نظر

Go to TOP