نوآوری

نویسنده: دکتر شهاب اشراقی

پورتر نوآوري را به عنوان جنبه مهم اکثر سازمان­ها براي دست‌یابی به مزيت رقابتي مي­داند. او نوآوري در محصول يا فرآيند را لازمه کار هر شرکتي مي­داند (Porter 1998). وايت معتقد است توسعه شرکت مستلزم گسترش عقايد، راه­حل­ها و قضاوت­هايي است كه نخست باید تازه و بديع باشد و دوم اینکه با توجه به موقعيت شرکت، مناسب و مطلوب باشند (Waight 2005). ليانگ نوآوري را دسته­بندي کرده و بر این باور است که شناخت فرصت در سه زمينه ذيل وجود دارد:

  • نوآوري­هاي افزايشي: تغيير محدود در فناوري و بازاريابي (مانند تغيير رنگ، شکل و اندازه محصولات).
  • نوآوري­هاي بستري: عرضه محصول جديدي در ادامه همان محصول پيشين.
  • نوآوري­هاي بنیادی: عرضه محصولي جدید که بين 5 تا 10 برابر يا حتي بيشتر افزايش کارايي دارد، يا 30 تا 50 درصد در قيمت کاهش دارد (Liang 2003).

در همين راستا مايلز و اسنو در سال 1978، نوآوري در محصول را مطرح کردند. آن‌ها در تبيين استراتژي و ساختار سازمان­ها به نوآوري در محصول پرداختند و آن را عامل مهمي در موفقيت سازمان دانستند. آنها بر این باورند که موفق‌ترین سازمان‌ها سازمان‌هایی هستند که که به ارائه محصولات روتين در فضاي نسبتاً پايدار مي­پردازند و در عين حال به نوآوري در توليد محصولات جديد براي کسب بازارهاي جديد يا ماندگاري در بازارهاي رقابتي توجه دارند (Miles, et al. 1978). فراري و پارکر نشان دادند نوآوري فرآيند نقش مهمي در مزيت رقابتي دارد. آنها نوآوري در فرآيند توليد و ارائه خدمات را مورد بررسي قرار داده و معتقد بودند با نوآوري در طراحي فرآيند توليد و خدمات مي­توان به مزيت­هاي رقابتي چون قيمت، زمان محصول و ساختار سازماني دست يافت. آن‌ها معتقدند مزيت اصلي رقابتي، کاهش هزينه و يا بهره­وري نيست، بلکه نوآوري است. فقط شرکت‌هایی که به سرعت در حال هل دادن ساختار و ايجاد محصولات نوآورانه، فرايندها، و يا مدل‌های کسب و کار در دراز مدت هستند، موفق مي­شوند. همان طور که شرکت­ها به طور فزاينده جهاني مي­شوند و به طور فزاينده­اي وابسته به شرکاي خارجي مي­گردند، زنجيره تأمین، نقش بيشتر و بيشتر در استراتژي نوآوري ايفا مي­نمايد. به عنوان يک نتيجه، شرکت­ها بايد نه تنها به بررسي تحويل کالاها و خدمات بپردازند بلکه بایستی توجه به نوآوری را در دستور کار خود قرار دهند و  با چشمان باز به زنجيره تأمین خود بنگرند. به گمان آنها تشديد رقابت، فشار بيشتر مشتريان، و فشارهاي بي امان براي بهره‌وری، سازگاري در برابر تغييرات تنظيمات بسياري را در صنعت ايجاب مي­نمايد (Ferrari and Parker 2006).

نتايج یک پژوهش نشان مي­دهد که نوآوري (يعني نوآوري در محصول، کسب و کار، و نوآوري در فرايند) در حال تبديل شدن به تفاوت­هاي استراتژيک جديدي براي بسياري از شرکت­ها است. تجزيه و تحليل مالي نشان مي­دهد که شرکت­هاي بزرگ تاکيد بیشتری بر نوآوري در مدل کسب و کار دارند. همان طور که شرکت تمرکز بيشتري بر روي معرفي محصولات نوآورانه و توسعه مدل­هاي کسب و کار نوآورانه انجام مي­دهد، زنجيره تأمین مناسبي براي انطباق نياز دارد. محصولات بايد سريع­تر حرکت کنند، فرآيندها لازم است با سرعت بيشتري اجرا شوند و زمان نيز در بازار از اهميت بيشتري برخوردار خواهد بود. فرآيندهاي زنجيره عرضه و قابليت­هاي لازم براي تبديل شدن به یک شرکت جهاني­تر، يکپارچه­تر و هماهنگ­تر مورد نياز هستند. نوآوري در فرآيند به تفاوت رقابتي براي سازمان­هاي توليدي و توزيعي تبديل شده است، زيرا اين امر کليدي براي پايداري طولاني مدت مي­باشد (Ferrari and Parker 2006).

منابع

Ferrari, B., and B. Parker. “Digging for innovation.” Supply Chain Management Review (Supply Chain Management Review) 10 (2006): 48-53.

Liang, Tan Wee. “Corporate Entrepreneurship and Innovation: Key Thrusts in the Knowledge-Based Economy.” APO Symposium on Entrepreneurship in Knowledge-based Industry. Tokyo: Asian productivity organization, 2003. 39-46.

Miles, Raymond E., Charles C. Snow, Alan D. Meyer, and Henry J Coleman Ir. “Organizational Strategy, Structure and Process.” The Academy of Management Review 3, no. 3 (1978): 546-562.

Porter, Michael E. Competitive Advantage: Creating and Sustaining Superior Performance. N.Y.: The Free Press, 1998.

Waight, L.C. “Exploring Connection Between Human resource Development & Creativity.” Advances in Developing Human Resources (Journal of advances in developming human resources) 7, no. 2 (2005): 151-159.